|
والدين شدن، يك واقعه مهم زندگي
|
|
.والدين شدن يك اتفاق بزرگ و مهم زندگي ميباشد
والدين اين شانس را دارند که پيشرفت و تكامل يك انسان را دنباله گيري كند و مدت زمان خيلي
.طولاني مهمترين اشخاص در زندگي فرزند خود باشند
.براي بعضيها احساس والدين شدن از ابتدا خيلي طبيعي و ساده است
براي ديگران اين نقش و اين تغيير روشي كه در زندگي شخص به وجود ميآيد كم و بيش سخت
.و نگران كننده است
در ايامي كه شخص خودش بچه دار ميشود، اين خيلي معمولي است كه به دوران بچگي خود فكر
.كند
فكركردن به دوران بچگي خود، هم ميتواند افكار مثبت باشد، افكاري كه شخص ميخواهد آن تجربيات
را به فرزند خود هم انتقال دهد، و هم افكار و تجربيات بد، كه شخص نميخواهد به بچهاش انتقال
.داده شود
|
| |
|
"راهنماییهای خوب " ميتواند نا مطمئنی ايجاد كند.
|
|
.اغلب شخص درباره نكات مهم زندگي و ارزشهاي زندگي عكسالعمل نشان ميدهد
وقتي همه چيز جديد است و شخص تجربهای در اين مورد ندارد آنوقت خيلي طبیعی است كه خودش
.را نامطمئن احساس كند
برای خيلی از افرادي كه تازه بچهدار شدهاند خيلی مشكل است كه تمام توصيههایی كه به آنها
.می شود را گوش كنند و بدانند كدام يك از آنها مفيد می باشد
شخص بايد خودش كم كم همه چيز را امتحان كرده، تجربه كسب كند و جواب سوالهای مختلف و
.چاره مشكلات را پيدا كند
وقتی كه شخص به كمك احتياج دارد بهتر است با كسي كه به او اعتماد كامل دارد مشورت كند و بعد
خودش تصميم بگيرد كه آيا توصيههای او قابل استفاده است يا نه؟
نظر به بچه و تربيت بچه نسبت به قبل تغيير كرده است و خيلی ها عقيده دارند كه آنها تجربه كافی
.برای والدين شدن را ندارند
اين مسائل باعث می شود كه خيلی از كسانی كه تازه والدين شدهاند اعتماد بنفس كامل را
.برای اين كار نداشته باشند
اين ممكن است خيلی مشكل باشد كه شخص به اين مسائل فكر كند كه چگونه تمام مشكلاتی را
كه بوجود ميآيد، مثلاً وقتي كه بچه جیغ ميزند، نميخواهد بخوابد و يا نميخواهد غذا بخورد
.چگونه حل كنند
|
| |
|
|
.ماههای اول بعد از زايمان زماني خيلی خاص در زندگي می باشد
،سعي كنيد از اين زمان برای بخوبی شناختن بچهی خود، استراحت كردن و در آرامش بسربردن
.استفاده کنید
.فقط كارهایی را انجام دهيد كه انجام دادن آنها احساس خوبی برای شما ايجاد می كند
در طي اين مدت والدين تجربه و اعتماد بنفس كامل برای ايفای نقش خود را پيدا می كنند و احساس
.يک خانواده بودن بيشتر و بيشتر می شود
.بجای اينكه شخص مجرد باشد يا فقط زن و شوهر باشد
كمكم شخص به اين عادت خواهد كرد كه ديگر مانند گذشته نمی تواند وقتش مال خودش باشد
.و درباره آن، آنطور كه فقط خودش ميخواهد تصميم بگيرد
.شايد ديگر مثل گذشته نمی تواند برنامهريزی كند كه كی غذا بخورد، بخوابد يا استحمام كند
.اين می تواند تجربهی تازهای برای خيلي از آنهايی باشد كه برای اولين بار بچه دار می شوند
.بعد از چند ماه خيلی ها ديگر به اين نقش عادت كردهاند و اين نوع زندگی برای آنها عادی شده است
.زندگي تازه، در يك خانواده شروع شده است
.زندگي كه، در آن شخص هم، همان انساني كه قبلاً بوده است ميباشد، و هم مادر يا پدر است
|
| |
|
خیلی مهم است که زوجین برای یک دیگر وقت داشته باشند و وقت بگذارند
|
|
.والدین که بچه دار می شوند خیلی مهم است که همکاری خوبی با یکدیگر داشته باشند
این هم خیلی طبیعی و لازم است که هر کدام از آن ها وظایف مختلفی داشته باشد و وظیفه ی
.خود را خوب انجام دهد
اما هم چنین این خیلی مهم است که هم دیگر را فراموش نکنند، هر چند که با آمدن بچه خیلی
.چیز ها تغییر می کند
بعد از این که اوضاع کمی عادی شده است و هر کدام از والدین در نقش خود جا افتاده است آن وقت
.خیلی مهم است که اوقاتی را هم تنهایی با هم به سر ببرند
.همه چیز امکان پذیر است و فقط به کمی برنامه ریزی احتیاج دارد
|
| |